خاطرات امتحانات
سلام ![]()
همونطور که گفته بودم خاطرات امتحاناتم رو تو این پست براتون گذاشتم . ![]()
امتحان فارسی : واقعا تاریخ ادبیات حفظ کردنش سخت بود اما نمره کامل رو گرفتم . البته استثنا این امتحان رو تو کلاس زبان که صندلی ها تکی بود دادیم . ![]()
امتحان علوم : چند درس آخر که درمورد سطح ایستابی بود حفظ و درک مفهومش کمی سخت بود اما در کل خوب دادم و موقعی که ما رو بردن تو سالن امتحانات یه حس خاصی داشتم . شاید استرس و دلشوره . نمی دونم . تازه 7 تا مراقب هم داشتیم . شماره صندلیم هم 93 بود که هم شماره کمدمه و هم شماره مورد علاقم . 
امتحان املا : واقعا راحت بود . 
امتحان دینی : امتحان خوب بود اما من یه جایی رو به نظر خودم اشتباه نوشته بودم اما دیروز که خانم شرفی معلم دینی که من خیلی دوستش دارم نمره هارو خوند گفت : کوثر . 20 شدی . و من واقعا داشتم بال در میآوردم و تنها 20 توی کلاس بودم . ![]()
امتحان تفکر : 9 تا کادر سبز رو باید میخوندیم و خیلی راحت بود . ![]()
امتحان مطالعات اجتماعی : 12 درس بود که کلی مطلب داشت اما خدارا شکر همه رو وقت کردم بخونم و استرس نگرفتم و امتحان خوبی بود . موقعی که داشتم میرفتم برگم رو بدم یکی از بچه ها هنوز نشسته بود و داشت جواب می داد . بعدش به من گفت بیا ببین سوال 6 چی میشه ؟ منم با اشاره گفتم نمیتونم بگم و نگفتم . چون بعدش به خاطر تقلب بهم 0 میدادند . امروز زنگ اجتماعی خانوم گفت اونایی که خوب دادن رو میخونم و سرگروه بشن و من رو خوند و گفت : آفرین کوثر عالی دادی . منم بی اندازه خوش حالم که اجتماعی رو 20 شدم . ![]()
امتحان ریاضی : خیلی خوندم و دو هفته هم مدرسه برامون فوق العاده گذاشته بود و سر امتحان خیلی استرس داشتم . اما خوب دادم . ![]()
امتحان قرآن : امتحان خوب بود اما خانوم که نمره هامون رو خوند گفت که من 19/5 شدم و من به خاطر این که نیم نمره را بهم ارفاق نکرده و 20 نداده خیلی از دستش عصبانی بودم چون من همیشه به گفته خود خانوم دفترم تمیز بود و قرائتم هم عالی بود اما ارفاق نکرد و اعصابم هم بی نهایت خورد بود و از طرفی هم به خاطر این که نمی دونستم چی رو اشتباه نوشتم ناراحت بودم و اون روز زنگ آخر خیلی بد بود . ![]()
اما خانوم تو کارنامه بهم 20 داد ![]()
![]()
امتحان نگارش : سر امتحان 3 تا موضوع داده بودن
1 - میهنم ایران را دوست دارم زیرا ....
2 - روزی که دلم میخواهد دوباره تکرار شود .
3 - برای ضرب المثل قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود یک داستان بنویسیم .
من هم مورد 2 را انتخاب کردم و درمورد روز تولد داداشم نوشتم . 
امتحان عربی : 25 / 0 غلط دارم چون معنی یه کلمه یادم رفته بود . ![]()
امتحان زبان : امتحان جالبی بود اما من به خاطر اینکه e را بزرگ مثل E ننوشته بودم خانوم 1 نمره کم کرد . ![]()
امتحان ورزش : خانوم به خاطر فعال بودنم ازم راضیه و گفت که بهم 20 میده . 
امتحان هنر : خانوم گفت رو برگه آ چهار به دلخواه یه طراحی بکنیم و من گل لاله کشیدم که به نظرم و به نظر بچه ها قشنگ شد .
یه امتحان خط هم ازمون گرفت که من خوب نوشتم . 
کاروفناوری :خانوم گفت که امتحانی نداریم و کارهای عملی نمره دارند .
کارهای ما تو ترم اول :
ساخت ساک دستی . برای ما آبی بود با گل های زرد و خیلی جذاب شد .
مستند سازی . ما درمورد فنچ زبرا مستند ساختیم .
کاشت گیاه . من نخود و لوبیا کاشتم و خیلی خوب شد . 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چند روز پیش که قرار بود ساعت بعدش کارنامه هارو بدن یه بورد زده بودن به دیوار مدرسه و معدل های 19 به بالا را نوشته بوند و ما هم که بی تاب بودیم تا اسم خودمون رو ببینیم خیلی ذوق داشتیم .
بالاخره اسمم رو پیدا کردم و معدلم رو که دیدم زده بود : کوثر نوروززاده 20
وای که داشتم از خوشحالی می مردم .
اینقدر با بچه ها و دوستام بالا و پایین پریدیم که آخر یکی از قفل های بند کیفم شکست . اما من با ابتکار بالا و خلاقیت طوری بند رو گره زدم که اصلا معلوم نیست که کنده شده بود .
![]()
باورم نمیشه 20 شده باشم و خیلی خوش حالم و روزی که معدلم رو روی بورد دیدم به نظرم یکی از بهترین روز های زندگیم بود و امیدوارم ترم آخر رو هم 20 بشم . ![]()
------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر وقت تعداد نظرات به 10 الی 15 رسید پست جدید میذارم .
التماس دعا



خاطرات امتحانات 


